ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1172
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
مرتب ساخت و كتاب موسوم به « مفتاح » را در نحو و تصريف و بيان تأليف كرد و اين فن را برخى از قسمتهاى آن قرار داد و متأخران آن را از كتاب وى فرا - گرفتند و امهاتى از آن را تلخيص كردند كه تا اين روزگار هم متداول است چنان كه سماكى [ 1 ] در كتاب « بيان » و ابن مالك در كتاب « مصباح » و جلال الدين قزوينى در كتاب « ايضاح » ( و تلخيص كه حجم آن از ايضاح كوچكتر است ) [ 2 ] بدين امر اهتمام ورزيدهاند . و در اين عصر مردم مشرق در شرح دادن و تعليم تلخيص بيش از ديگر كتب عنايت دارند . و خلاصه شرقيان در اين فن از غربيان پايدارتر و تواناتراند و سبب آن ( خدا داناتر است ) اين است كه فن مزبور در ميان علوم زبان جنبهء كمالى و تفننى دارد و صنايع كمالى و تفننى در مرحلهء ترقى عمران و اجتماع يافت مىشود و چنان كه ياد كرديم پيشرفت و توسعهء عمران در مشرق بيش از مغرب است . يا بهتر بگوييم علت آن توجه ايرانيان كه قسمت عمدهء مردم مشرق را تشكيل مىدهند به تفسير زمخشرى است و كليهء مباحث آن مبتنى بر اين فن است و اصل و اساس آن فن بشمار ميرود و نوعى كه بمردم مغرب اختصاص يافته به ويژه علم بديع است كه اين علم را در شمار علوم ادب شعرى [ 3 ] قرار داده و آن را به عناوين گوناگون منشعب ساخته و به ابواب متعدد تقسيم كرده و گونههاى مختلفى از آن پديد آوردهاند و گمان ميكنند ايشان آن را از زبان عرب استنباط كردهاند و آنچه انگيزهء مغربيان در آموختن و فرا گرفتن اين فن است شيفتگى آنان به آرايش الفاظ مىباشد و گذشته از اين فرا گرفتن علم بديع آسان است و آموختن فنون بلاغت و بيان براى مغربيان كارى دشوار جلوه كرده است ، زيرا در فنون مزبور انديشههاى دقيق و معانى دشوار مىباشد و از اين رو از فرا گرفتن آن دورى جستهاند . و از كسانى
--> [ 1 - ) ] سكاكى در كتاب تبيان . نسخهء « ينى جامع » و چاپ « پ » و ديگر چاپها . و دسلان صورت متن را از نسخهء خطى B نقل كرده است و در حاشيه مينويسد : سيوطى و حاجى خليفه از سماكى نام نبردهاند . [ 2 - ) ] جملهء داخل پرانتز از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپهاى مصر و بيروت نقل شد و در چاپ « پ » وجود ندارد . [ 3 - ) ] شرعى . « پ » .